<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه نقد و تحلیل متون  کلاسیک</title>
    <link>https://www.qparsi.ir/</link>
    <description>فصلنامه نقد و تحلیل متون  کلاسیک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی کارکرد اغراق در شعر کودک مطالعه موردی: اشعار گروه سنّی &amp;laquo;الف&amp;raquo;</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_244316.html</link>
      <description>اغراق، افزون بر جنبه‌ی زیباشناختی آن، با رشد ذهنی کودکانِ گروه سنّی &amp;amp;laquo;الف&amp;amp;raquo; ارتباط و همسویی داشته، و نقش اساسی در رشد عاطفی آن‌ها دارد؛ همچنین، از طریق تصویرسازی‌های ذهنی، ابزاری مؤثر در راستای تقویت تخیّل و درک مفاهیم پیچیده است؛ بر اساس این، در پژوهش حاضر، به بررسی نقش و کارکرد اغراق در شعر کودکانِ گروه سنّی &amp;amp;laquo;الف&amp;amp;raquo; پرداخته شده، تا از سویی به اهمیت کاربرد اغراق &amp;amp;ndash;به‌عنوان ابزار مؤثر بلاغی- در تقویّت تخیّل، درک مفاهیم و رشد ذهنی کودکان پی برده شود و از سویی دیگر، زمینه‌ای برای تولید محتوای ادبی متناسب با نیازهای روانی کودکان ایجاد گردد. نتایج پژوهش، بیانگر این است که اغراق، می‌تواند در خدمت رشد شناختی قرار گیرد و با تصویرسازی‌های ذهنی، سبب درک مهارت‌های زبانی و تقویت تفکّر گردد. مهم‌ترین شگردهای اغراق‌آفرینی در شعر کودک عبارتند از: بزرگنمایی و یا کوچک‌نمایی شخصیت‌ها، اغراق در کردار، توصیف ترکیب ناممکن، اغراق در بیان احساسات و ... . این پژوهش با بهره-گیری از روش کیفی و تحلیل اشعار گروه سنّی &amp;amp;laquo;الف&amp;amp;raquo; انجام گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شاخص های قهرمان اسطوره‌ای در سنت‌های ایرانی و هندی: مطالعۀ تطبیقی رستم و کارنا</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_244317.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تطبیقی&amp;amp;ndash;تحلیلی در چارچوب مطالعات میان‌فرهنگی اسطوره‌شناسی انجام شده و به بررسی زمینه‌های مشترک و وجوه افتراق در ادبیات حماسی دو فرهنگ ایران و هند می‌پردازد. هدف اصلی، تحلیل و مقایسۀ قهرمانان اسطوره‌ای این دو حوزه تمدنی بر مبنای شاخص‌هایی از پیش تعیین‌شده و مستخرج از مبانی نظری معتبر است. جامعۀ پژوهش شامل قهرمانان برجسته حماسی در متون کلاسیک ایران و هند است که روایت‌ها، ویژگی‌ها و کارکردهای آن‌ها در منابع معتبر اسطوره‌شناسی ثبت شده‌اند. داده‌ها از طریق مطالعه کتابخانه‌ای و مرور نظام‌مند منابع، شامل کتاب‌ها، مقالات علمی&amp;amp;ndash;پژوهشی، پایان‌نامه‌ها، متون مرجع تخصصی و همچنین پایگاه‌های داده معتبر اینترنتی گردآوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رستم و کارنا در مقام دو قهرمان بنیادین، بازتاب‌دهندۀ دو الگوی متفاوت از قهرمان اسطوره‌ای‌اند: رستم در سنت ایرانی نمود قدرت، خرد عملی، پیوند با سرزمین و حافظ هویت ملی است و بیش از آن‌که شخصیتی منفرد باشد، تجسمی از تداوم فرهنگی و انسجام اجتماعی ایرانیان به‌شمار می‌آید. در مقابل، کارنا در اسطوره‌های هندی با برجستگی جنبه‌های اخلاقی و تراژیک، بیشتر به‌عنوان قهرمانی رنج‌کش، ایثارگر و معناگرا معرفی می‌شود که کارکرد هویتی او از سطح ملی فراتر نمی‌رود. این تمایز نشان می‌دهد که سنت حماسی ایران بر بازنمایی مقاومت، میهن‌دوستی و تثبیت فرهنگ جمعی تأکید دارد، در حالی‌که سنت هندی قهرمان را در قالب تجربه رنج، اخلاق‌باوری و معنویت صورت‌بندی می‌کند. بر همین اساس، رستم در حافظۀ فرهنگی ایران به نماد تاریخی&amp;amp;ndash;اسطوره‌ای بدل شده، اما کارنا بیشتر بازتاب‌دهندۀ دغدغه‌های اخلاقی و فردی در ادبیات حماسی هند است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل مولفه‌های غنایی در شعر معاصر با تکیه بر اشعار غلامرضا بروسان</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_244314.html</link>
      <description>چکیدهپژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه‌های شعر غنایی در اشعار غلامرضا بروسان و با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است. مسئله‌ی اصلی آن است که تا چه میزان می‌توان ویژگی‌ها و تأثیرات شعر غنایی و تاثیرات مثبت آن‌ها را در سروده‌های بروسان شناسایی کرد. شعر غنایی به‌عنوان یکی از کهن‌ترین و فراگیرترین گونه‌های شعری، بازتاب‌دهنده‌ی احساسات فردی است و بررسی آن در شعر بروسان که تجربه‌های زیسته‌ی خود را به زبان شعر درآورده، اهمیت دارد. این مطالعه با بهره‌گیری از دیدگاه‌های مختلف درباره‌ی شعر غنایی، به استخراج و تحلیل مولفه‌های مشترک غنایی در اشعار بروسان می‌پردازد. فرضیه آن است که آثار بروسان واجد مؤلفه‌های اصلی شعر غنایی‌اند و همین عناصر موجب ارتباط مؤثر آن‌ها با مخاطب شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که آری اشعار وی از مولفه‌هایی چون عاطفه‌مندی و فردیت، زبان هنری، خیال‌انگیزی و تأملات فلسفی برخوردارند و تحلیل این داده‌ها ثابت می‌کند در عصر حاضر، با وجود گرایش به پیچیدگی‌های زبانی یا نثرگونگی شعر، تقویت مؤلفه‌های غنایی، نه‌تنها در ارتقای کیفیت ادبی اثر مؤثر است، بلکه می‌تواند پیوند میان مخاطب و شعر را نیز مرمت کرده از فروکاهش شعر به نثر جلوگیری نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شگردهای اثرپذیری جواهرالأسرار و زواهرالأنوار از قرآن کریم با تکیه بر جلد دوم</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_244318.html</link>
      <description>نویسندگان و ادیبان فارسی از همان آغاز ورود اسلام، به کارگیری آیات قران کریم را با روش‌های گوناگون در آثار خویش نمایان ساختند و آنان نه تنها از جنبه‌های معنایی و محتوایی قرآن بلکه در بُعد زیبایی‌شناسی و بلاغت نیز از آن تأثیر پذیرفتند. کمال‌الدّین حسین بن حسن خوارزمی ملقّب به تاج‌الدین یکی از عارفان سلسلۀ کبرویه در سدۀ هشتم و نهم هجری است. او از جملۀ نویسندگانی است که می‌توان در نثر وی تأثیر بسیار زیاد قرآن کریم را مشاهده‌نمود. گونه‌های اثرپذیری خوارزمی از قرآن کریم در روش‌هایی هم‌چون اثرپذیری واژگانی، گزاره‌ای و تصویری نمود یافته‌است. نتایج بررسی حاکی از آن است که اثرپذیری خوارزمی از قرآن به زیرگونه‌هایی هم‌چون وامگیری، تضمین، حل، ترجمه، تشبیه و بالأخص اضافۀ تشبیهی بوده‌است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته و هدف آن تبیین شیوه‌های اثرپذیری خوارزمی از قرآن در جلد دوم جواهرالأسرار و زواهرالأنوار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صرفی ساوجی شاعری از مکتب وقوع</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_245211.html</link>
      <description>ادبیات فارسی در دوره‌های مختلف تاریخی، شاعرانی داشته است که هرکدام به فراخور شخصیت هنری، قدرت شاعری و تاثیرگذاری در تاریخ و جامعه، نقشی ایفا کرده و هر یک با سبک و سیاق خاص خود، به غنای این ادبیات افزوده‌اند. در میان هزاران شاعر فارسی‌زبان از آغاز فارسی دری تا امروز، برخی برجسته و نامدار بوده‌اند و گروهی کمتر شناخته شده‌اند. این مقاله به معرفی و بررسی اشعار صلاح‌الدین صرفی ساوجی، شاعر قرن دهم هجری، می‌پردازد. دربارۀ صرفی ساوجی در منابع هم زمان قرن دهم اطلاعاتی مختصر دیده می‌شود و منابع بعدی نیز از همان‌ها نقل کرده‌اند. در این منابع از جزئیات زندگی شاعر چندان اطلاعاتی نیست. اغلب در تذکره‌های ادبی می‌توان از او نام و نشان و شواهد شعری یافت. با بررسی منابع تذکره‌ای، اشعار و شواهد تاریخی، می‌توان تصویر روشن‌تری از زندگی، شخصیت و جایگاه او در جریان ادبی قرن دهم به‌دست آورد. صرفی ساوجی از پیروان مکتب وقوع است، اما در اشعار او ویژگی‌هایی از سبک عراقی و نشانه‌هایی از سبک هندی نیز دیده می‌شود. صرفی با وجود پیروی از سبک وقوع، در برخی اشعار از لطایف سبک هندی بهره می‌گیرد و این تلفیق، شعر او را متمایز کرده است. ساختار غزل سنتی، زبانی آشنا، همراه با لحنی شکسته و سوزناک، هویت شاعرانه او را شکل می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تیپ شناسی شخصیت عاشق و معشوق در لیلی و مجنون نظامی بر اساس دیدگاه کارن هورنای</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_244460.html</link>
      <description>ادﺑﯿﺎت ﺑﺎ ﻗﻮای ﻋﺎﻃﻔﯽ و ﻋﺎﻟﻢ دروﻧﯽ اﻧﺴﺎن، ﺳﺮوﮐﺎر دارد و ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ رﻓﻊ ﻣﺸﮑﻼت رﻮحی و ﺗﻘﻮﯾﺖ اﻋﺘﺪال رواﻧﯽ اﻓﺮاد ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺻﺤﯿﺢ اﺛﺮ ادﺑﯽ ﻣﯽ‌ﺗﻮان ﺑﻪ وﺟﻮد و ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ﭘﯽ ﺑﺮد. این مقاله به بررسی تحلیل تیپ شناسی شخصیت عاشق و مجنون در لیلی و مجنون نظامی بر اساس نظریه کارن هورنای می پردازد. هورنای به‌عنوان متخصص تجدیدنظرطلب روان‌کاوی فرویدی؛ مفاهیم نظریه فروید را یا تکمیل کرده یا در آن‌ها تجدیدنظر کرده است. دیدگاه هورنای درباره شخصیت، مانند سایر نظریه‌پردازان شخصیت، انعکاسی از تجربیات شخصی اوست. از دیدگاه وی روش‌ها و ترفندهایی که شخص برای در امان ماندن به آن‌ها توسل می‌جوید، منجر به ایجاد سه تیپ شخصیتی؛ مهرطلب، برتری‌طلب و عزلت گزین می‌شود . روش تحقیق به صورت توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که جامعه لیلی و مجنون، بسته، پر از خفقان و حقارت است و وصول حق و تحقق امیال و آرزوها جز به زور بازو و برق شمشیر نیست. لیلی و مجنون در چنین جامعه‌ای ناگزیر از گزینش راهبرد مهرطلبی‌اند. لیلی در این جامعه که هیچ حق و حقوقی برای زن قائل نیست و جان وی بهایی ندارد چاره را در آن می‌بیند که سر به زیر اندازد، دم نزند و به سرنوشتی که دیگران برای او رقم می‌زنند گردن نهد و در آخر مظلومانه و ناکام رخت به جهان دیگر کشد و امید آن داشته باشد تا شاید در جهان باقی به کام خود برسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه‌ وحدت و فنا در تمهیدات عین‌القضات از منظر روان‌شناسی وجودی</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_243352.html</link>
      <description>تجربه وحدت و فنا در عرفان اسلامی، به ویژه در اثر تمهیدات عین القضات همدانی، نه تنها مرحله ای از سلوک معنوی، بلکه نقطه عطفی در تحول روانی انسان است. این پژوهش با هدف بررسی تجربه‌ عرفانی &amp;amp;laquo;فنا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وحدت با حق&amp;amp;raquo; در تمهیدات عین‌القضات همدانی انجام شده است؛ تجربه‌ای که نه‌تنها جنبه‌ای الهی و معنوی دارد، بلکه از منظر روان‌شناسی وجودی نیز قابل تحلیل بوده و واجد پیامدهای عمیق در حوزه‌ هویت انسانی است. تجربه‌ فنا در تمهیدات عین‌القضات چگونه می‌تواند به عنوان مرحله‌ای در عبور از بحران وجودی و شکوفایی روانی در فرآیند شکل‌گیری هویت اصیل انسان تلقی گردد؟ پژوهش حاضر از روش کیفی بهره برده و با استفاده از شیوه‌ تحلیل محتوای عرفانی&amp;amp;ndash;وجودی، گزاره‌های کلیدی تمهیدات را استخراج و با نظریه‌های روان‌شناسی وجودی نظیر آرای یالوم، فرانکل، رولو می نوشته شده است. با توجه به نقش محوری تجربه‌های معنوی و عرفانی در تحول روان‌شناختی انسان، پرداختن به این مقوله از منظری تلفیقی می‌تواند شکاف میان سنت‌های الهیاتی و علوم انسانی مدرن را پر کرده و شناختی عمیق‌تر از فرآیند شکل‌گیری هویت اصیل فراهم کند. این تحلیل می‌تواند کاربردهایی در حوزه‌ روان‌درمانی وجودی و مطالعات میان‌رشته‌ای داشته باشد. مطالعه‌ تطبیقی نشان داد که تجربه‌ فنا در تمهیدات، به‌مثابه‌ گسستی بنیادین در هویت فردی و مرحله‌ای از مواجهه‌ با موقعیت‌های مرزی، نقش مؤثری در تحول روانی انسان دارد. تجربه‌ فنا در عرفان عین‌القضات نه‌تنها نشانه‌ انهدام خود فردی نیست، بلکه بازتاب بحرانی اصیل است که به بازسازی هویت، کشف خویشتن واقعی و رشد روانی منتهی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیگرپذیری در مثنوی معنوی مولانا: واکاوی مؤلفه‌ها و سازوکارهای اخلاقیِ مواجهه با دیگری</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_243997.html</link>
      <description>مسأله &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; و شیوه مواجهه اخلاقی با او، در جهان معاصر به یکی از کانون‌های اصلی تنش‌های فرهنگی، دینی و هویتی بدل شده است. در این میان، بازخوانی متون کلاسیک اخلاقی&amp;amp;ndash;تربیتی می‌تواند افق‌هایی بدیل برای فهم ریشه‌های دیگری‌ستیزی و امکان‌های همزیستی اخلاقی فراهم آورد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی، به واکاوی مفهوم &amp;amp;laquo;دیگرپذیری&amp;amp;raquo; در مثنوی معنوی مولانا می‌پردازد و می‌کوشد مؤلفه‌ها و سازوکارهای اخلاقی&amp;amp;ndash;تربیتیِ مواجهه با دیگری را از دل متن استخراج و صورت‌بندی کند. داده‌های پژوهش، متن کامل شش دفتر مثنوی است و تحلیل بر اساس منطق تحلیل مضمون و خوشه‌بندی مفهومی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دیگرپذیری در مثنوی نه صرفاً معادل مدارا یا تساهل اجتماعی، بلکه منظومه‌ای فرایندی و چندسطحی از اخلاق مواجهه با دیگری است. این منظومه بر چهار خوشه اصلی استوار است. فروتنی معرفتی و نقد قطعیت‌زدگی، کرامت‌محوری و حساسیت به نیت در داوری اخلاقی، خودمحوری‌زدایی و پالایش درون به‌مثابه سازوکار تربیتی، و ادب اختلاف و پرهیز از تحقیر در سطح ارتباط اجتماعی. تحلیل حکایت‌های محوری همچون &amp;amp;laquo;فیل در تاریکی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;موسی و شبان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نحوی و کشتیبان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رومیان و چینیان&amp;amp;raquo; نشان می‌دهد که مثنوی ریشه‌های دیگری‌ستیزی را در خطای ادراک، تحقیر اخلاقی، نفسِ خودمحور و خشونت زبانی ردیابی می‌کند و مسیر گذار به دیگرپذیری را از اصلاح درون به اصلاح زبان و رابطه ترسیم می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی ویژگی‌های روانی و مؤلفه‌های شخصیت در غزلیات حافظ و سعدی</title>
      <link>https://www.qparsi.ir/article_252612.html</link>
      <description>چکیدهادبیات فارسی به‌ویژه در قالب غزل یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بازنمایی تجربه‌های عاطفی، روانی و شخصیتی در فرهنگ ایرانی به شمار می‌آید. در میان شاعران کلاسیک فارسی، حافظ و سعدی جایگاهی ممتاز دارند و هر یک جهان ذهنی و عاطفی خاصی را در غزلیات خود بازتاب داده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد روان‌شناسی ادبی و با بهره‌گیری از نظریه‌های شخصیت، به تحلیل تطبیقی ویژگی‌های روانی و مؤلفه‌های شخصیتی در غزلیات حافظ و سعدی می‌پردازد. روش تحقیق، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای است. داده‌های پژوهش از متن غزلیات دو شاعر و منابع معتبر حافظ‌پژوهی، سعدی‌پژوهی و نظریه‌های روان‌شناسی شخصیت استخراج شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سعدی در غزلیات خود شخصیتی تجربه‌گرا، رابطه‌محور و دارای تعادل عاطفی را بازنمایی می‌کند، در حالی که حافظ شخصیتی پیچیده، چندلایه و درون‌نگر را عرضه می‌کند که از طریق نمادپردازی، ایهام و رندی به بیان تنش‌های روانی و اجتماعی می‌پردازد. در غزل سعدی، عشق بیشتر در چارچوب روابط انسانی و تجربه زیسته مطرح می‌شود، اما در غزل حافظ عشق غالباً صورتی نمادین، فلسفی و گاه اعتراضی به خود می‌گیرد. این تفاوت‌ها نشان‌دهنده دو الگوی شخصیتی متفاوت در سنت غزل فارسی است.واژگان کلیدیحافظ، سعدی، روان‌شناسی ادبی، شخصیت، غزل، تنظیم هیجان</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
